السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

61

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

بدهد تا احساس تنهايى كند . او منشأ خلقت است و بدون تأمل و مشورتى از ازليتش به او بخشيده است . از تجربه يا آزمايش او را بهره‌مند سازد و حركت را ايجاد كرد يا اين‌كه با توجهات روح از هم گسيخته شود . او چيزها را به وقتشان به تأخير مىاندازد . « 1 » اختلافاتشان را اصلاح مىكند . اميال طبيعى شان را در آن‌ها قرار مىدهد . و اين اميال را به اهدافشان و غايت‌هاى خود مناسب مىكند . او پيش از آفرينش آن‌ها به آن‌ها آگاه است ، آغاز و انجامشان را احاطه دارد و از روابط و صورت‌هايشان با خبر است . « 2 » 3 . ريشه‌هاى استوار معرفت از ابوعبداللّه ، امام صادق نقل است كه روزى اميرالمؤمنين روى منبر مسجد كوفه‌صحبت مىكرد كه مردى ايستاد و گفت : « اى اميرمؤمنان ! خداى عزوجل را براى ما توصيف كن كه شايد محبت ( حب ) و دانش ( معرفت ) ما به او زياد شود . » اميرالمؤمنين عصبانى شد و فرياد كشيد : « همه براى نماز جمع شَويد . » مردم آن‌قدر جمع شدند تا مسجد مملو از جمعيت شد . سپس او ايستاد و رنگ چهره‌اش تغيير كرد و گفت : « سپاس مخصوص خداست كه نه از بخل داشتن سودى مىبرد و نه با بخشش فقير مىشود . در حالى كه ديگر بخشندگان ما از بخشش نقصان مىيابند . او سرشار از مزاياى نعمات و فوايد وفور است . به واسطه بخشش ، وسايل لازم مخلوقات را تأمين مىكند . پس او راه طلب را براى كسانى كه او را مىجويند هموار

--> ( 1 ) . در اصطلاح آن‌ها ، لازم است زبان قرآن به كار رَود . آل عمران ، آيات 145 به بعد . در متن نهج‌البلاغه به جاى واژه « عهد » واژه « اجل » به كار رفته است كه ترجمه را تغيير مىدهد ، ترجمه آن چنين است : « او ، همه اشيا را در زمان مخصوص خود ، انتقال مىدهد . » . ( 2 ) . رابطه اين تصور به اين سخن كه : معادن از بخار زمين ريشه مىگيرند ، بسيار روشن است . بحارالانوار ، ج 3 ، ص 278 . .